مرتضى مطهرى
50
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است موجود بودن خود يك حقيقتى است در مقابل موجود نبودن و هرگز تصور ما از موجود بودن عين تصور ما از موجود نبودن نيست - و قطع نظر از تصور ما ، در عالم خارج نيز موجود بودن با موجود نبودن يكسان نيست زيرا موجود بودن ، عين خارج و خارجى بودن است - همين طور فرق است بين اينكه عدد موجود باشد يا زاويه و خط و انسان موجود باشد ، چه به حسب تصور ما و چه به حسب واقع و خارج ؛ و فرق است ، هم به حسب تصور ما و هم به حسب واقع و خارج ، بين اينكه زاويه موجود باشد يا عدد و خط و انسان موجود باشد . از اينجا ما دو مطلب را مىفهميم « 1 » : يكى اينكه اين امورى كه ما آنها را در عرض يكديگر ادراك مىكنيم حقيقت آنها مركّب است از ماهيت و وجود ؛ و جمله معروف موروث از حكما كه گفتهاند : « كلّ ممكن زوج تركيبىّ له ماهية و وجود » به همين معنى است . ديگر اينكه تصور ما از وجود ، غير از تصور ما از ماهيت است ، كه اين مسأله تحت عنوان « زيادت وجود بر ماهيت » مطرح مىشود . مسألهء زيادت وجود بر ماهيت اگر درست تصور شود احتياج به دليل و برهان ندارد ، يعنى از مسائلى است كه تصور آنها ملازم است با تصديق به آنها . وضوح مطلب به قدرى است كه حتى در بين اشاعره - كه معمولا آنها را مخالف نظريهء زيادت وجود بر ماهيت قلمداد مىكنند - چنين نظريهاى وجود داشته است « 2 » . ولى به هر حال براهينى بر اين مطلب ذكر كردهاند . اين براهين عبارتند از : 1 . صحت سلب وجود از ماهيت . اينها در باب وجود ، صحت سلب را ، منتها نه در الفاظ بلكه در معانى مىآورند و به عنوان يك برهان مىگويند : وجود غير از ماهيت است زيرا خود ماهيت از خودش قابل سلب نيست ، اجزائش هم از خودش قابل سلب نيست ؛ يعنى مثلا مثلث را - يك شيئى را كه فرض كرديم مثلث است - نمىتوانيم بگوييم مثلث نيست كما اينكه نمىتوانيم بگوييم مثلث شكل نيست ؛
--> ( 1 ) . گر چه مىتوان گفت كه اين دو مطلب هر دو يك حقيقت را بيان مىكنند ، يعنى دو تعبير است براى يك مطلب ؛ و كسانى كه گفتهاند هر ممكنى مركب است از ماهيت و وجود ، مقصودشان اين است كه در ظرف ذهن هر شيئى منحل مىشود به دو چيز ، يعنى ذهن از هر چيزى دو تصور دارد مغاير يكديگر ( و اين همان مسألهء زيادت وجود بر ماهيت است ) . ( 2 ) . صاحب شرح مواقف قول به عدم زيادت وجود بر ماهيت را به ابو الحسن اشعرى نسبت داده است .